هاشم معروف الحسني ( مترجم : حميد ترقى جاه )
374
سيرة المصطفى ( ص ) ( فارسي )
ديدارى بود براى اعراب چهار گوشهء جزيرة العرب كه پرچم و اهدافى يگانه ايشان را گرد هم مىآورد . كلماتى را بازگو مىكردند كه معناى رسالتى را در برداشت كه محمد بن عبد الله ايشان را به آن فراخوانده و بخاطر آن پيكار كرده بود : « لبّيك ، اللهم لبّيك ، لا شريك لك لبّيك ، انّ الحمد و النعمة و الملك لك لبّيك ، لبّيك لا شريك لك لبّيك » ( 1 ) در تاريخ ابن كثير آمده است كه حج پيامبر در آن سال حج البلاغ و « حج الاسلام » و « حج الوداع » ناميده شده است ، زيرا وى از هنگامى كه از مكه هجرت نمود جز آن سال حج بجا نياورده بود . پيش از هجرت دو يا سه بار حج بجا آورده بود و پس از هجرت نيز دو بار . بار نخست در سال پس از صلح حديبيه ، و بار دوم در سالى كه مكه را گشود . وى در آن سال پس از غزوهء حنين و محاصرهء طائف به قصد عمره از جعرانه به مكه بازگشت . از آن جهت « حج البلاغ » ناميده شد كه در آن احكام اسلام را خواه به حج مربوط مىشد و خواه به موارد ديگر به اطلاع مردم رساند ، و در سخنرانى خود كه در مكه ايراد كرد فرمود : « چيزى نبود كه شما را به خدا نزديك گرداند مگر آنكه شما را به آن فرمان دادم ، و چيزى نبود كه شما را از او دور سازد مگر آنكه شما را از آن بازداشتم . » بيشتر محدثان آن را حجة الوداع ناميدهاند ، زيرا پيامبر پس از آن ديگر حج بجا نياورد و در آن با مردم وداع نمود و نزديكى اجل خويش را تلويحا به ايشان گوشزد فرمود . از جمله به ايشان فرمود : « اى مردم نزديك است فراخوانده شوم و پاسخ گويم » . ( 2 ) شيخ مفيد در ارشاد مىگويد : چون پيامبر خواست براى انجام آنچه خداوند بر او واجب ساخته به سوى مكه روانه شود مردم را به همراهى خويش فراخواند . مردم از همهء شهرها و مناطقى كه اسلام به آنها وارد شده بود خود را براى سفر به همراه او آماده ساختند . از اينرو جمعى بسيار در مدينه گرد آمدند و پيامبر آنان را در روز پنجشنبه يا پيش از روز شنبه ،